زندگی یعنی این..........

دنیا را بد ساختند

کسی را که دوست داری، دوستت ندارد

کسی که تو را دوست دارد، تو دوستش نداری

اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد

به رسم و آئین زندگی به هم نمی رسند

واین رنج است

زندگی یعنی این......

                                                                                     شریعتی


شاید مسخره باشه....

چند شب پیش کسی اومد تو خوابم همش میگفت
معجزه گرما بدون تو سرما است
منظورشو نفهمیدم
از خواب بیدار شدم
تا ساعت ها این حرف رو لبهای من نقش بسته بود
به هر چیزی و هر کسی فکر کردم ولی نتیجه ای نگرفتم
دیوونه شده بودم همش می ترسیدم
نمی دونم از چی می ترسیدم

جات جهنمه

منو فروختي تو به كي به اون حسود پاپتي

به اون كه تو خواب نمي ديد جواب سلامشو بدي

فك نميكردم كه يه روز اونقدر حقير بشم كه تو

دست توي دست اون بياي بگي نميخوامت برو

جات وسط جهنمه جهنمم باست كمه

لياقتت تو زندگي غصه و درد و ماتمه

به زمين گرم بخوري الهي بيچاره بشي

رسواي عالمت كنن الهي اواره بشي

يه روز پشيمون ميشي كه ديره باسه برگشت تو

همون كه امروز ميخوادت يه روز بهت ميگه برو

بي تو

حال من بده مثل روزاي ابري

ديگه ندارم نه طاقتي نه صبري

حال من بده ديگه نايي ندرام

آخه چطور تو قلبت ديگه جايي ندارم

بي تو دلخورم خودم ميشم انگار

از تب تو آتيشم اين غم داره له ميكنه قلبم رو زير پات

بي تو از غمت بي تابم اي واي

چه شبا بي خوابم رفتي برو هر جا كه ميري به ياد من باش

وقتي تو نيستي حتي فكرشم نكن كه نا اميدم

خسته نميشم من همينجوري دارم ادامه ميدم

كلافه اي نيست تو توجه اي نكن اين يه جنونه

پنجره هر شب داره از صبح باسه كوچمون ميخونه

امشب مثل هر شب عادت گريه با خيال راحته

خونه تا چراغش روشنه با من زير گريه ميزنه

مچاله كن

مچاله كن عكس منو تو دستات مچاله كن قلب منو تو سينه

تموم اون خاطره هاي خوب و مچاله كن اما كسي نبينه

چيزي نمونده از غرورم اما همين يكم غنيمته هنوزم

باشه برو اما كسي نفهمه راضي شدي با رفتنت بسوزم

ببين بر عكس تو من با عكسات هنوز اتاقمو قدم ميزنم

قرار نبود اشك همو ببينيم دارم قرارمو بهم ميزنم

زندگي ته كشيده توي رگ هام امونمو بريده نا اميدي

مچاله كن عكس منو تو دستات اما فقط بگو ازم چه ديدي

به خودت باختمت

بي خودي يه عمر باسه داشتن تو جنگيدم

كاشكي زودتر معني سكوت مي فهميدم

باسه تو هر كاري كردم اما نشناختمت

بايد اغرار كنم به خودت باختمت

امروز كه ميگي عشقت بازي بود

هر چي كه بوده صحنه سازي بود

بي خودي چشم به چشم تو دوختم

توي اين خونه مهره ي سوختم

فك نكردي به من و احساسم

تو ميدونستي من چه حساسم

بدون حركت بازي رو بردي

نمي دوني چي سرم اوردي 

تو سكوت كردي و اين باسه باختن بس بود

انگاري بازم برنده از قبل مشخص بود

به خودت باختمت از خودم جا موندم

ارزوها داشتم اما تنها موندم

چه زود

چه زود رفتم من از يادش فراموشش شدم اي داد

چه زود از خاطرش رفتم بدون حرف بي فرياد

تموم دلخوشيم اين بودكنارم عمري ميمونه

ندونستم با من بودن باسش مثل يه زندونه

ولي هرگز نفهميدم كه من رو برده از يادش

فراموش كرده روزي كه رسيدم من به فريادش

فراموشش شدم اما هنوزم توي حرفامه

هنوزم منتظر هستم همش حرفش رو لبهامه

ببين چي به سرم اومد كه روزام مثل شب تاره

كه واسه ديدن چشمام داره اشكامو ميشماره

مي ترسم

ميترسم اين احساس تو حسي كه عاشق هنوز

اخر به دست روزگار ساده عوض بشه يه روز

ميترسم اين برق چشات كه روشنه توي شبام

يه شب بخوام مثل روزگار كوه آتيشه زير پات

ميترسم از تنها شدن از اين نگاه رفتني

ترسمو بيشتر ميكني وقتي نميگي با مني

وقتي اين روزا ميدونم مثل خودم خيلي كمه

بي اعتمادم نه به تو بي اعتمادم به همه

بد بيني من به تو نيست اگه دارم شك ميكنم

من اين روزا به سادگي به چشمامم شك ميكنم 

بارون

بگين بباره بارون دلم هواشو كرده

بگين تموم شدم من بگين كه بر نگرده

بهش بگين شكستم بهش بگين بريدم

نه اون به من رسيد و نه من به اون رسيدم

دل من زير بارون خراب و درب و داغون

از ادما فراري از عاشقا گريزون

بزار كسي نبينه غرور گريه هامو

بزار كسي نفهمه غم تو خنده هامو

يه داغ سخته سختم يه باغ بي درختم

تنم داره ميلرزه تو اين هواي هرزه

گاهي نداشتن دل به داشتنش ميلرزه

بايد كاري كني

دلم تنگه مثل ابرهاي تيره توي حسي مثل زندون اسيره

يه امشب همسفر باش مثل من در به در باش جاي اون كه به دنيا پشت پا زد

بايد كاري كني اروم بگيرم بايد يك لحظه دستاتو بگيرم

بايد برگردي امشب باز به اين خونه بايد اين لحظه ها يادت بمونه

يه امشب مال من باش مال مردي كه دستاش به جز دست تو همراهي نداره

بزار يادت بيارم چجوري بي قرارم دل من غير تو راهي نداره

من از تو ياد گرفتم تمام زندگيمو حالا با كي بگم اين قصه ي وابستگيمو

رو دوش كي بزارم يه دنيا خستگيمو

بايد كاري كني تا كه باز مثل قديما به هم خيره بشن چشماي خيس و اشكي ما

همين امشب كه تنهام بايد برگردي اينجا