قول دادی پیشم بمونی
وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود
تو آسمون آرزوت هزار تا بادبادک بودتنگ بلوری دلت درست مثل دل من
کلی لبش پریده بود همش پره ترک بودوقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستی
توقعت فقط یه کم نوازش و کمک بودچه روزا که با هم دیگه مسابقه می ذاشتیم
که رو گل کدوممون قایق شاپرک بود ؟تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید
راستش دلم خونه ی تردید و هراس و شک بوددیگه نه از تو خبری بود ، نه از آرزوهات
قحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بودیادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود و
اشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بودتو در جواب پرسشم فقط همینو گفتی
عاشقیمون یه بازی شاید ، یه الک دولک بودنه باورم نمی شه که تو اینو گفته باشی
کسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بودقصه ی با تو بودن و می شه فقط یه جور گفت
کسی که رو زخمای قلب من مثل نمک بود…………….نمی بخشمت……………………….
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر ۱۳۹۲ ساعت 10:25 توسط بهزاد

حتی دیگر گاه به گاه گریه هم نمیکنم،