نبودن تو

ای چشم، بخواب که عبور تو را ندید
این راه رفته که گنگ است و ناپدید
تنها تویی و ترانه ای و طوفانی
تنها دو پای بسته و هم بارشی شدید..
ای قلب نتب که تو آهی شکسته ای
دل در عبور کجا یا که بسته ای؟
آیا میان این همه غوغای لحظه ها
یکبار کسی گفت چرا اینقدر خسته ای؟
ای اشک نیا که عبورت ترانه نیست
رحمی در این دل سنگ زمانه نیست
اینجا برای کویری که دل مرده است
اشکی برای چکیدن روانه نیست
ای بغض با تو ام که چرا  باد میکنی؟
یا حس ساکت مرا داد میکنی؟
هم حس شیرین مرا شور میکنی
و هم دلم را، دل فرهاد میکنی...


برگرد هنوزم چشم به راهتم



وقــــــــــتي كــه تــــــــو نيســـتي دنيا بياد پيشــــم
يادت كــه ميوفتــــم دلتنـــــــــــــــگ تــر ميشـــــم...
روزام بـــــــــــــــدون تــــــــــو ، مـــثل همن هـمــــه
هيچكي مثل تــــــــــو نيست ،‌شكــل غمن هـمـــــه
دور و ورم پـــــــــــــــــــــره ‌،‌ از ايـن و اون ، ولـــــــــي
جــــــــــات رو نمـــــيگيــــــــــرن ، خيلـــــي كمن همه
از تـــــو چه پنهون اين،‌دلشوره و غم درد ، دنيام و پر كرده
هـــــــــــــر وقــــت شد
برگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد
هـــــــــــــر وقت شد
برگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد
تا خوب تر باشم ، تا تو بياي هستم ، از هم نميپاشـــم

عاشقی

عـاشـقـی یـعـنـی اسـیـر دل شـدن

بـا هـزارانـ درد و غـم یـکـی شـدن

عـاشـقـی یـعـنـی طـلـوع زنـدگـی

بـا صـداتـ هـمـنـشـیـن گـل شـدن

عـاشـقـی یـعـنـی ایـنـکـه شـبـهـا تـا سـحـر

وارد دنـیـایـ رویـاهـا شـدن

عـاشـقـی یـعـنـی تـحـمـل انـتـظـار

مـثـل مـاهـ اسـمـان تـنـهـا شـدن

عـاشـقـی یـعـنـی دو دیـده تـا ابـد

پـر از گـوهـرهـای دریـایـی شـدن

گذشتن

یادمان باشد بیاد هم باشیم شاید سالها بعد بی تفاوت ازکنارهم بگذریم

وبگوییم آن غریبه چقدرشبیه خاطراتم بود

دل اسیره


میدونی دل من اسیره

اسیره تا  برای تو بمیره

میدونی بدون تو دل من آروم نمی گیره

میدونی دلتنگ تو هستم نمود اهنگ تو هستم

ولی بیهوده جویم بسی بیهوده گویم

به من بگو بی وفا حالا یار که هستی

خزان عمرم رسید نو بهار که هستی

میخوام برم دور دورا دلم طاقت نداره

دست غم تو داره روزامو میشماره