جات جهنمه
منو فروختي تو به كي به اون حسود پاپتي
به اون كه تو خواب نمي ديد جواب سلامشو بدي
فك نميكردم كه يه روز اونقدر حقير بشم كه تو
دست توي دست اون بياي بگي نميخوامت برو
جات وسط جهنمه جهنمم باست كمه
لياقتت تو زندگي غصه و درد و ماتمه
به زمين گرم بخوري الهي بيچاره بشي
رسواي عالمت كنن الهي اواره بشي
يه روز پشيمون ميشي كه ديره باسه برگشت تو
همون كه امروز ميخوادت يه روز بهت ميگه برو
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 22:54 توسط بهزاد
|
حتی دیگر گاه به گاه گریه هم نمیکنم،