حدیث جوانی



این متن هایی که نوشتم از خودمه شاید به نظر خودم خیلی ها خوششون بیاد
ادامه نوشته

نگاه

اون نگاه آخرت تو لحظه ی خدافظی

گریه ی بی وقفه ی من تو اون روزای کاغذی

.

قول داده بودیم ما به هم که تن ندیم به روزگار

چه بی دووم بود قولمون جدا شدیم آخرکار

.

تو حسرت نبودنت من با خیالتم خوشم

با رفتنم از این دیار آرزوهامو میکشم

.

کوله بارم پره حسرت ، تو دلم یه دنیا درده

مثل آواره ای تنهام ، تو خیابونی که سرده

.

تا خیالت به سرم میزنه گریم میگیره

آروم آروم دل تنگم داره بی تو میمیره

حس

حس می کنم ، حسم به تو حسی نو است

حسم برای حس تو ، شعری نو است

حس می کنم ، حس کرده ای احساس من

احساس حسم حاسد و جنسی نو است

حدسی بزن ، حسم حسود حس کسیت

احساس تو بر حس من ، حدسی نو است

در حس تو ، احساس من محسوس شد

احساس کن حس مرا ، حسی نو است

سحری بکن ای ساحر احساس من

هر حس تو نسبت من ، سحری نو است

مبحوس گشت احساس من از حس تو

حساس کن احساس خود ، فصلی نو است !!!