به خودت باختمت

بي خودي يه عمر باسه داشتن تو جنگيدم

كاشكي زودتر معني سكوت مي فهميدم

باسه تو هر كاري كردم اما نشناختمت

بايد اغرار كنم به خودت باختمت

امروز كه ميگي عشقت بازي بود

هر چي كه بوده صحنه سازي بود

بي خودي چشم به چشم تو دوختم

توي اين خونه مهره ي سوختم

فك نكردي به من و احساسم

تو ميدونستي من چه حساسم

بدون حركت بازي رو بردي

نمي دوني چي سرم اوردي 

تو سكوت كردي و اين باسه باختن بس بود

انگاري بازم برنده از قبل مشخص بود

به خودت باختمت از خودم جا موندم

ارزوها داشتم اما تنها موندم

چه زود

چه زود رفتم من از يادش فراموشش شدم اي داد

چه زود از خاطرش رفتم بدون حرف بي فرياد

تموم دلخوشيم اين بودكنارم عمري ميمونه

ندونستم با من بودن باسش مثل يه زندونه

ولي هرگز نفهميدم كه من رو برده از يادش

فراموش كرده روزي كه رسيدم من به فريادش

فراموشش شدم اما هنوزم توي حرفامه

هنوزم منتظر هستم همش حرفش رو لبهامه

ببين چي به سرم اومد كه روزام مثل شب تاره

كه واسه ديدن چشمام داره اشكامو ميشماره

مي ترسم

ميترسم اين احساس تو حسي كه عاشق هنوز

اخر به دست روزگار ساده عوض بشه يه روز

ميترسم اين برق چشات كه روشنه توي شبام

يه شب بخوام مثل روزگار كوه آتيشه زير پات

ميترسم از تنها شدن از اين نگاه رفتني

ترسمو بيشتر ميكني وقتي نميگي با مني

وقتي اين روزا ميدونم مثل خودم خيلي كمه

بي اعتمادم نه به تو بي اعتمادم به همه

بد بيني من به تو نيست اگه دارم شك ميكنم

من اين روزا به سادگي به چشمامم شك ميكنم 

بارون

بگين بباره بارون دلم هواشو كرده

بگين تموم شدم من بگين كه بر نگرده

بهش بگين شكستم بهش بگين بريدم

نه اون به من رسيد و نه من به اون رسيدم

دل من زير بارون خراب و درب و داغون

از ادما فراري از عاشقا گريزون

بزار كسي نبينه غرور گريه هامو

بزار كسي نفهمه غم تو خنده هامو

يه داغ سخته سختم يه باغ بي درختم

تنم داره ميلرزه تو اين هواي هرزه

گاهي نداشتن دل به داشتنش ميلرزه

بايد كاري كني

دلم تنگه مثل ابرهاي تيره توي حسي مثل زندون اسيره

يه امشب همسفر باش مثل من در به در باش جاي اون كه به دنيا پشت پا زد

بايد كاري كني اروم بگيرم بايد يك لحظه دستاتو بگيرم

بايد برگردي امشب باز به اين خونه بايد اين لحظه ها يادت بمونه

يه امشب مال من باش مال مردي كه دستاش به جز دست تو همراهي نداره

بزار يادت بيارم چجوري بي قرارم دل من غير تو راهي نداره

من از تو ياد گرفتم تمام زندگيمو حالا با كي بگم اين قصه ي وابستگيمو

رو دوش كي بزارم يه دنيا خستگيمو

بايد كاري كني تا كه باز مثل قديما به هم خيره بشن چشماي خيس و اشكي ما

همين امشب كه تنهام بايد برگردي اينجا

بازنده

كي فكرشو ميكرد با كول بار غم از خاطرت برم

رفتي گذشتي از احساس من ولي از تو نمي گذرم

كي فكرشو ميكرد بعد نبودنت سرخوره تر بشم

من فكر ميكنم بازم به ياد تو افسرده تر بشم

پيش تو مردنم يا زنده بودنم فرقي نمي كنه

اما براي من با زنده بودنم فرقي نمي كنه

بايد مسيرمو بي همسفر برم با كول بار درد

كي فكرشو ميكرد

من تو جووني ام پير غمت شدم كاري نمي شه كرد

كي فكرشو ميكرد

بعد سال ها شاد بودن يكدفعه اي بشكنم