تقدیم به بهترینم


وقتی می شی نیاز من اگه نباشی پیش من

اشکای چشامو ببین که می ریزه به پای تو

بازم که بی قرارمو دلواپسی نگاه تو

تموم مستی منی بمون همیشه پیش من

اگه شدم عاشق تو نزار که بی تاب بمونم

لالایی شبام تویی نزار که بی خواب بمونم

دارم برات شعر می خونم شاید به یادم بمونی

فقط یه چیز ازت می خوام همیشه عاشق بمونی

دوست دارم خیلی کمه ولی جز این چیزی نبود

واژه ها رو ولش کنیم عشقمو از چشام بخون

دل من و دل تو


همين روزاست كه بميرم همين روزاست مسافرم
به شهر قلب سنگ تو همين روزا بايد برم
دوسم نداشتي ميدونم اي از همه جا بي خبر
گفتن بهم دزد دله ولي نكردم باورم
دل من و دل تو از جنس هم ديگه نيست
دل و من و دل و تو با هم ديگه يكي نيست
دل من و دل تو يه عمر دروغ و نيرنگ
دل من از جنس خاك دل تو مثال سرد
هر چي ميگردم تو دلت باسه من جايي نداره
دلم ميخواد تركت كنه جا باسه رفتن نداره
اجازه ميخوام كه بگم اجازه هست عاشق بشم
اگه كه لايق بدوني فداي خنده هات بشم

ای کاش


ای کاش احساسم گلی می بود ، میریخت عطرش را به دامانت

یا مثل یک پروانه پر میزد ، رقصان به روی طاق ایوانت

.

ای کاش احساسم کبوتر بود ، بر بام قلبت آشیان میکرد

از دست تو یک دانه برمیچید ، عشقی به قلبت میهمان میکرد

.

ای کاش احساسم درختی بود ، تو در پناه سایه اش بودی

یا مثل شمعی در شبت میسوخت ، تو مست در میخانه اش بودی

.

ای کاش احساسم صدایی داشت ، از حال و روزش با تو دم میزد

مثل هزاران دانه برفی ، سرما به جان دشت غم میزد

.

ای کاش احساسم هویدا بود ، در بستر قلبم نمی آسود

یا در سیاهی دو چشمانم ، خاموش نمیگشت و نمی آلود

.

ای کاش احساسم قلم میگشت ، تا در نهایت جمله ای میشد

یعنی که “دوستت دارم”ی میگشت ، تا معنی احساس من میشد !

حدیث جوانی



این متن هایی که نوشتم از خودمه شاید به نظر خودم خیلی ها خوششون بیاد
ادامه نوشته

نگاه

اون نگاه آخرت تو لحظه ی خدافظی

گریه ی بی وقفه ی من تو اون روزای کاغذی

.

قول داده بودیم ما به هم که تن ندیم به روزگار

چه بی دووم بود قولمون جدا شدیم آخرکار

.

تو حسرت نبودنت من با خیالتم خوشم

با رفتنم از این دیار آرزوهامو میکشم

.

کوله بارم پره حسرت ، تو دلم یه دنیا درده

مثل آواره ای تنهام ، تو خیابونی که سرده

.

تا خیالت به سرم میزنه گریم میگیره

آروم آروم دل تنگم داره بی تو میمیره

حس

حس می کنم ، حسم به تو حسی نو است

حسم برای حس تو ، شعری نو است

حس می کنم ، حس کرده ای احساس من

احساس حسم حاسد و جنسی نو است

حدسی بزن ، حسم حسود حس کسیت

احساس تو بر حس من ، حدسی نو است

در حس تو ، احساس من محسوس شد

احساس کن حس مرا ، حسی نو است

سحری بکن ای ساحر احساس من

هر حس تو نسبت من ، سحری نو است

مبحوس گشت احساس من از حس تو

حساس کن احساس خود ، فصلی نو است !!!

عید



دوباره عیدی نو و سالی نو
ولی این سال های نو توی زندگی ما تغییری ایجاد نمیکنه
هر چه از شکست ما میگذره شکسته تر می شویم
تنها تر می شویم بی اعتماد تر می شویم
بی حال تر می شویم.....
وقتی به سالگرد مرگ خودت نزدیک میشی
دوست داری که زمان متوقف بشه
دوباره خاطرات با هم بودن میاد تو زهنت
هر چه سعی میکنی که بهشون فک نکنی
ولی این افکار خود به خود تو ذهنت ایجاد میشن
درد و دل هایی در ادامه مطالب دارم اگه خواستید یه سر بهش بزنید
این عید هم بر شما تمامی دوستان مبارک
ادامه نوشته

نگاه



چنان که می روی برگرد نگاه کن شاید کسی در انتظار آخرین نگاه از توست.

تنها خودم



من تنها هنوز اينجا نشستم تا تو برگردي

تو هم رفتي و دل كندي تو هم با من بدي كردي

من تنها خودم تنها نشستم با شب و غم ها

هنوزم از تو مي خونم شايد اروم بشه جونم

تو عشقم رو نفهميدي به حرفام اره خنديدي

نمي دونم چرا از اين همه احساس تو ترسيدي

من از چشمات دلگيرم دارم از غصه ميميرم

تو چه خواب و چه تو بيداري همش بهونه ميگيرم

سراب

مثل خوشبختی عاشق ته غصه بمون پیشم

تو فانوس منی امشب بری تاریک تر میشم

کجای آسمون صافه نه این آغاز بی فرجام

نموندن های بی حاصل نرفتن های بی هنگام

امروز به تو محتاجم به حالی که تو می دونی

هوا بدجوری دلگیره نرو بی چتر و بارونی

بمون و آخر غصه تو دنیای خیالم باش

بمون و روز و شب با من پناه ماه و سالم باش

من و تو مثل هم عاشق تو این دنیای بی دردی

من از تو بر نمیگردم تو از من بر نمیگردی