پشت خالی

گاهی اوقات تو زندگی

تو اوج ناراحتی فقط و فقط

دلت می خواد خیلی ناگهانی یکی محکم بغلت کنه و

بگه غصه نخور من همیشه پشتتم

هر چقدر هم کم باشه اما تو اون لحظه

همین که یکی رو پشتت حس میکنی

قد یه دنیا ارزش داره

اونجاست که از هر چی غم و ناراحتی چیزی تو دلت نمیمونه

اما نمیدونم چرا چیز به این سادگی رو

هیچکس بلد نیـــــــــــست

رد شو برو!

هی رفیق!

بغض هایم را مسخره نکن!

به سه نقطه های آخر حرف هایم نخند!

تمام زندگیم نقطه چین است!

اینها تمام نوشته های تاریکی ذهن و دنیای من است...

اینجا کلبه ی وحشت من است!

چرخ و فلک خاطره هاست...

سکوت چشمه ها و سرسره ی بغض هاست ...

در دنیای تاریک و سیاه من خبری از گل و درخت نیست!

روشنی نیست...سیاهی مطلق است..!

دوست خوب من! 
سکوت کن و رد شو!

چشمهایت را ببند تا تن لش زندگی مرده ام را نبینی!

گوشهایت را بگیر تا صدای ناله ها و زجه زدن هایم را نشنوی!

در دنیای من؛بی کسی دلتنگی و حسرت بیداد میکند..!

اینجا من هستم و من و من!

اینجا بجز من و بغضهایم چیز دیگری نیست!

هیچی نگو... 
نخند... اشک نریز... ترحم نکن...
فقط رد شو...!

روز رفتن

طَبیــــب را خَـــــبر کـــُنید

به یاد آوَردم

یاد آن روز تَـــــلخ

آن بَدرَ قــــه

پشــــت قــَـدم هایَــــش را کاسه چَشــــــمانم خیس کــَـرده

به یاد آوردَم که از اَزل دیوانـــــه بــــوده

نمیدانـَــم دیوانه ی کــُـــدام دیوانه بـــــودم

که مــَـرا گوشـــــه نِشین این ویــــــرانه کرد

نَه نَه مَن تـــــــنها خود را فَرامـــوش کرده ام

او هَمیشه هســـــت

هَمین جا کنــــار مَن در خاطـــــــــراتم...

معنای تنهایی

میخواهم برایت تنهایی را معنی کنم!

در ساحل کنار دریا ایستاده ای

هوای سرد

صدای موج

انتظار انتظار انتظار

... ... به خودت می آیی

یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند

نه دستی که شانه هایت را بگیرد

نه صدای که قشنگ تر از صدای دریا باشد

اسم این تنهایی است