غم چشمات

از غم توی چشمات دربدری میبینم


با مجنونای عالم همسفری میبینم


یه چیزی مثل عشقه که با تمام قدرت میزنتم زمین


اون غم توی چشمات همسفر یه عمره


همسفر یه راهه راهی که فرق نداره


که ته به چاه یا که سفر ماه


یه عمر چیه یه روزش یه ساعتش یه لحظش


از سر ما زیاده


وقتی که چشم به چشمات


زل میزنم میدوزم


حس میکنم آتیش غر میگیرم میسوزم


اون غم توی چشمات یه غزل یه واژست


یه عشق کهنه ای که توی یه شعر تازست


اون غم توی چشمات غصه ی برد و باخت نیست


خراب که شد که ساخت نیست


یه جوری که مردن بیشتر خوبه تا بردن

فدای تو چشام

دارم دغ میکنم تحمل ندارم

دیگه خسته شدم دارم کم میارم

دلم تنگ شده و دیگه نا ندارم

همش فکر توام همش بی قرارم

دیگه اشکی برام نمونده که بخوام

برات گریه کنم فدای تو چشام

دلم داره واسه تو پر پر میزنه

تو رفتی و هنوز خیالت با منه

بدون تو کجا برم کنار کی بشینم

تو چشمای کی خیره شم خودم رو توش ببینم

تو که نیستی به کی بگم چشاشو روم نبنده

به کی بگم یکم نازم کنه که بهم نخنده

بدون تو با کی حرف بزنم دردت به جونم

تو این دنیا به عشق کی به شوق کی بمونم

به جون چشمات از تموم این زندگی سیرم

تو که نیستی همش آرزو میکنم بمیرم

گریه نکن

لحظه ی رفتن رسید دیگه نمیبینمت


ببخش اگه یه وقتی من تورو آزردمت


بدی و خوبی دیدی دارم میرم حلال کن


سخته ازت جداشم کاشکی نمیدیدمت


گریه نکن منم داره گریم میگیره


گریه نکن الهی که عشقت بمیره

پاشو چشماتو باز کن

چرا چشمات بستس چرا دستات سرده


همه میگن تو مردی دلم باور نکرده


الهی من بمیرم چرا رنگت پریده


خدا میخوام بدونم گل منو کی چیده


پاشو چشماتو وا کن پاشو منو نگاه کن


دلم برات تنگه پاشو منو صدا کن


نفس بکش عزیزم نذار که اشک بریزم


خدا ازت میخوامش گرفتی همه چیزم

رفتی که رفتی

دلم برات تنگ شده نیستی کنارم

هنوز باور نکردم تورو ندارم

این همه احساسمو به پات گذاشتم

اما چه راحت میگی دوست نداشتم

مگه نگفتم بمون رفتی که رفتی

شدم خراب و داغون رفتی که رفتی

دلت چه جوری اومد تنهام بزاری

برام خبر آوردن دوسم نداری

عشق ما اشتباه بود خودم میدونم

اما وابستت شدم من نمیتونم

آخ که چه راحت به من تو دل نبستی

شیشه احساسمو زدی شکستی

میرم که تنها بشی برس به کارت

برو خجالت نکش سر قرارت

قصه هر دوتامون حالا تمومه

این همه خوبی کردن برات حرومه

عکساتو پاره کردم بیا و بردار

نفرینتم نکردم خدا نگهدار

خدافظ٬خدافظ٬خدافظ

صبح عاشقی

هوا خوبه تو هم خوبی منم بهتر شدم انگار

یه صبح دیگه عاشق شد به یاد اولین دیدار

به روت وا میشه چشمایی که با یاد تو می بستم

چه احساسی از این بهتر تو خوابم عاشقت هستم

تو میچرخی به دور من کنارت شعله ور میشم

تو تکراری نمیشی من بهت وابسته تر میشم

تبت هر صبح با من بود تب گلهای داوودی

تبی که تازه میفهمم تو تنها باعث عشق بودی

تو خورشید قسم دادی فقط با عشق روشن شه

یه کاری با زمین کردی که اینجا جای موندن شه

ایده آل

تو رو دیدم و دید من به این زندگی تغییر کرد

همین لبخند شیرینت منو با عشق درگیر کرد

شروع تازه ای باسه منه از نفس افتاده

خدا تورو جای همه نداشته هام بهم داده

چه آرامش دل چسبی تماشای تو بهم میده

تو ایده ال ترین خوابی که بیداری من دیده

نه نمیزارم که فردا یه لحظه از تو خالی شه

تو بعدن بشی معنای ولی باسم عوض میشه

یه لحظه هم مگه دور شی حواسم پی تو میره

هوا بدون عطر تو برای من نفس گیره

ببین این عشق دریایی دلموحرفه دنیا کرد

تو ثابت کردی که میشه یه دریا توی دل جا کرد

نامرد

 

 روزگار

 

"وابستگی"

بی تو

کاشکی وقت رفتن می دیدی که جات بدجوری خالی

نمیدونستم که یه روزی میری عشقت کوشالی

کاش میشد و دلم طاقت میاورد قسمتم این نبود

میپوسم به خدا بی تو زیر این آسمون کبود

بی تو من میمیرم دیگه قلبم اینو واست میگه

هر شب به یاد تو خیسه گونه هام بی تو بی قرارم

حرفای دلمو پیشه کی بگم کسی رو ندارم

درمون دل من بودی ولی باز دلمو شکوندی

فکر نمیکردم که یه روزی بری رفتی و نموندی

سخته

سخته عاشق باشی ولی هیشکی ندونه
اشکاتو زودی پاک کنی دیگه نشونه
سخته دوسش داشته باشی ولی ندونه
سخته نگاهش بکنی اما نخونه
وای چه سخته
قشنگی عشق که میگن شاید همینجاست
تو اونو دوس داشته باشی شاید خدا خواست
سخته به قربون چشاش بری تو رویا
قدم قدم گریه کنی کنار دریا
سخته همش تو فکر باشی شاید نخوادت
خاطره هاس ورق ورق میاد به یادت

نمیگم بهت خداحافظ

نمیگم بهت خداحافظ ازم رد شی به آسونی

به چی دل خوش کنم من بعد تو که پیشم نمیمونی

نمیگم بهت خداحافظ که برگردی ز تصمیمت

غمو دادی به آغوشم خوشی هات باشه تقدیمت

بزار با حس دلتنگی فراموشت کنم دیگه

کنار هم نشد باشیم باید رد شیم ز هم دیگه

نگاهت روبه روت باشه نبینه اشک چشات

نمیگم بهت خداحافظ نمیذاری خدا تنها

خداحافظ خداحافظ تموم خاطرات من

حرومم خاطرات تو حلالت خاطرات من

برو این بهترین راهه خدا پشت و پناه تو

همش تقصیر تقدیره نبود چیزی گناه تو

فقط تو لحظه ی رفتن نگاهت روبه رو باشه

نگو چیزی نزن حرفی همه حرفت سکوت باشه

بزار با حس دلتنگی فراموشت کنم دیگه

کنار هم نشد باشیم باید رد شیم ز همدیگه

خسته از زندگی

رفتم ورفتم خیلی دور شدم گفتم افراد بیشتری به یادم باشند اماافسوس که همه فراموشم کردند رفتم ورفتم احساس کردم کسی پشت سرم است برگشتم اما کسی نبوداحساس کردم کسی صدایم میکند برگشتم بازهم کسی نبود احساس کردم کسی با من است اما...

خسته شدم خسته شدم ازتکرار روزهایم خسته شدم از تکرار همه چیز دردو تنهایی وغم وغصه و.........

فرشته کوچولو

قدم زدن در فصل پائیز را دوست دارم

قدم گذاشتن روی برگ های خشکیده زرد و نارنجی رنگ را دوست دارم

صدای خش خش برگ های روی زمین را دوست دارم

فصل زمستان را دوست دارم

قدم گذاشتن روی برف ها را دوست دارم

شاخه های خشکیده درختان را دوست دارم

مرگ را نیز دوست دارم

بهار را دوست ندارم

آغاز زندگی را دوست ندارم

نه من چیزی جز فرشته کوچولو خودم دوست ندارم

فرشته کوچولو خودم دوستت دارم

بزار برم

فراری دادی دلمو دیگه تو دستای تو نیست

هزار بارم توبه کنی تو زندگیم جای تو نیست

تا کی تو این خالی عشق که نیمه پر ببینم

تو بری با هر کی میخوای به انتظارت بشینم

بزار برم و راحت شم منم مثل خودت بد شم

دلت دیگه جای من نیست بزار از عشق تو رد شم