تقاص


از روزی که تو رفتی من چشم رو هم نذاشتم

از وقتی که تو نیستی یه روز خوش نداشتم

تو تنهایی با خودم حرف میزنم هی میگم

خدا گناه من چی بود تقاص چی رو میدم

دیوونش بودم منو دوسم نداشتش

دیوونش بودم منو تنها گذاشتش

دیدی تنها موندم تو بی کسی هام

دیدی من موندم و غم و دلواپسی هاش

دلم میخواد گریه کنم دلم میخواد بمیرم

نمیدونم حق دل از کی پس بگیرم

تقدیم به بهترینم


وقتی می شی نیاز من اگه نباشی پیش من

اشکای چشامو ببین که می ریزه به پای تو

بازم که بی قرارمو دلواپسی نگاه تو

تموم مستی منی بمون همیشه پیش من

اگه شدم عاشق تو نزار که بی تاب بمونم

لالایی شبام تویی نزار که بی خواب بمونم

دارم برات شعر می خونم شاید به یادم بمونی

فقط یه چیز ازت می خوام همیشه عاشق بمونی

دوست دارم خیلی کمه ولی جز این چیزی نبود

واژه ها رو ولش کنیم عشقمو از چشام بخون

دل من و دل تو


همين روزاست كه بميرم همين روزاست مسافرم
به شهر قلب سنگ تو همين روزا بايد برم
دوسم نداشتي ميدونم اي از همه جا بي خبر
گفتن بهم دزد دله ولي نكردم باورم
دل من و دل تو از جنس هم ديگه نيست
دل و من و دل و تو با هم ديگه يكي نيست
دل من و دل تو يه عمر دروغ و نيرنگ
دل من از جنس خاك دل تو مثال سرد
هر چي ميگردم تو دلت باسه من جايي نداره
دلم ميخواد تركت كنه جا باسه رفتن نداره
اجازه ميخوام كه بگم اجازه هست عاشق بشم
اگه كه لايق بدوني فداي خنده هات بشم

ای کاش


ای کاش احساسم گلی می بود ، میریخت عطرش را به دامانت

یا مثل یک پروانه پر میزد ، رقصان به روی طاق ایوانت

.

ای کاش احساسم کبوتر بود ، بر بام قلبت آشیان میکرد

از دست تو یک دانه برمیچید ، عشقی به قلبت میهمان میکرد

.

ای کاش احساسم درختی بود ، تو در پناه سایه اش بودی

یا مثل شمعی در شبت میسوخت ، تو مست در میخانه اش بودی

.

ای کاش احساسم صدایی داشت ، از حال و روزش با تو دم میزد

مثل هزاران دانه برفی ، سرما به جان دشت غم میزد

.

ای کاش احساسم هویدا بود ، در بستر قلبم نمی آسود

یا در سیاهی دو چشمانم ، خاموش نمیگشت و نمی آلود

.

ای کاش احساسم قلم میگشت ، تا در نهایت جمله ای میشد

یعنی که “دوستت دارم”ی میگشت ، تا معنی احساس من میشد !