تقاص

از روزی که تو رفتی من چشم رو هم نذاشتم
از وقتی که تو نیستی یه روز خوش نداشتم
تو تنهایی با خودم حرف میزنم هی میگم
خدا گناه من چی بود تقاص چی رو میدم
دیوونش بودم منو دوسم نداشتش
دیوونش بودم منو تنها گذاشتش
دیدی تنها موندم تو بی کسی هام
دیدی من موندم و غم و دلواپسی هاش
دلم میخواد گریه کنم دلم میخواد بمیرم
نمیدونم حق دل از کی پس بگیرم



حتی دیگر گاه به گاه گریه هم نمیکنم،