دنیای ما عاشقا اینه!!!

مــی شــود کـمـی بـــه یــادـم بــاشــی؟

نـــه !!! نــمـی خـواهـم تـــمـام مـــن شــوی ...

مــی دانــم ... کــار داری ...

ســرتــ شــلــوغ اسـتـ ...

امــا ایـنـکـه فــقـط لـحـظـه ای بـــه ذهـنـت خـطـور کـنـم

کــه یــکـی جــایـی کـسـیـ ...

وقــتـ خــوابـش بــرای تــو

اشــک مــی ریــزد ...

کــافـیـسـت ایــن روز هــا دنـیـا

دنــیـایـ بـی قـراری هـاســت ...

روز مرگم

اونی که بیشتراذیتم کرد بیشتر گریه میکنه ...!!
اونی که نخواست ما رو بالاخره میاد دیدن جسدم ...!!
اونی که حتی نیومد تولدم زیر تابوتموگرفته ...!!
اونی که سلام نمیکرد میاد برا خدافظی ...!!
عجب روزیه اون روز ...!! , , , حیف كه 

اون موقع خودمـــــــــــــــــ نیستم


فقط و فقط می نویسم(نفیسه)

من فقط مینویسم ازاین غم مینویسم تا نپوسه دلم

 مینویسم تابمیرم مینویسم تا اروم بگیرم

 ولی کی میشه باورش که من چی کشیدم
 دیگه خستم بخدابریدم مینویسم اما........این حقم نبوده
 هنوزم نمیدونم گناهم چی بوده اینم اسمشو گذاشتن قسمت
 عشقت بره یه عمربمونی توحسرت
 ولی رفته شده عشق گمشده ماله من نه اما ماله کی شده؟؟
 بازم من موندم ویه دنیا بی کسی چه سخته بمونی دیگه بهش نرسی
 ولی من این حسو تجربه کردم کی میدونه که من پردردم
 دلم غصه نخور همینه رسم دنیا عاشق شدی اخرش باید بمونی تنها

فرشته کوچولو

میخواهم آنقدر مست شوم تا لاله ی تنهایی ات کنار کلبه ی کوچکم پژواکی سر دهد

قصه ی شبهای از تو خواندن را از سر نو تازه کند!

آنقدر اوج بگیرد در آغوش دلتنگی در بغض غم آلود سکوت تا قطره قطره شراب نگاهم

از چشمان آسمان فرو ریزد



شاید و شاید... کمی آن طرف تر این قلب دوباره بتپد زمانی که در قبر کوچکم پنجره ای باز نیست



اوج شادی موج گریه های ناگهانی اشک هایت اشک هایم را پیوند زند

آن لحظه که از نور چشمانت پلی به سوی خدا میسازم ، میفرستم لاله ی تنهایی ات را

تا که درد تنهایی ام تازه شود...

نبودن تو

ای چشم، بخواب که عبور تو را ندید
این راه رفته که گنگ است و ناپدید
تنها تویی و ترانه ای و طوفانی
تنها دو پای بسته و هم بارشی شدید..
ای قلب نتب که تو آهی شکسته ای
دل در عبور کجا یا که بسته ای؟
آیا میان این همه غوغای لحظه ها
یکبار کسی گفت چرا اینقدر خسته ای؟
ای اشک نیا که عبورت ترانه نیست
رحمی در این دل سنگ زمانه نیست
اینجا برای کویری که دل مرده است
اشکی برای چکیدن روانه نیست
ای بغض با تو ام که چرا  باد میکنی؟
یا حس ساکت مرا داد میکنی؟
هم حس شیرین مرا شور میکنی
و هم دلم را، دل فرهاد میکنی...


برگرد هنوزم چشم به راهتم



وقــــــــــتي كــه تــــــــو نيســـتي دنيا بياد پيشــــم
يادت كــه ميوفتــــم دلتنـــــــــــــــگ تــر ميشـــــم...
روزام بـــــــــــــــدون تــــــــــو ، مـــثل همن هـمــــه
هيچكي مثل تــــــــــو نيست ،‌شكــل غمن هـمـــــه
دور و ورم پـــــــــــــــــــــره ‌،‌ از ايـن و اون ، ولـــــــــي
جــــــــــات رو نمـــــيگيــــــــــرن ، خيلـــــي كمن همه
از تـــــو چه پنهون اين،‌دلشوره و غم درد ، دنيام و پر كرده
هـــــــــــــر وقــــت شد
برگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد
هـــــــــــــر وقت شد
برگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد
تا خوب تر باشم ، تا تو بياي هستم ، از هم نميپاشـــم

عاشقی

عـاشـقـی یـعـنـی اسـیـر دل شـدن

بـا هـزارانـ درد و غـم یـکـی شـدن

عـاشـقـی یـعـنـی طـلـوع زنـدگـی

بـا صـداتـ هـمـنـشـیـن گـل شـدن

عـاشـقـی یـعـنـی ایـنـکـه شـبـهـا تـا سـحـر

وارد دنـیـایـ رویـاهـا شـدن

عـاشـقـی یـعـنـی تـحـمـل انـتـظـار

مـثـل مـاهـ اسـمـان تـنـهـا شـدن

عـاشـقـی یـعـنـی دو دیـده تـا ابـد

پـر از گـوهـرهـای دریـایـی شـدن

گذشتن

یادمان باشد بیاد هم باشیم شاید سالها بعد بی تفاوت ازکنارهم بگذریم

وبگوییم آن غریبه چقدرشبیه خاطراتم بود

دل اسیره


میدونی دل من اسیره

اسیره تا  برای تو بمیره

میدونی بدون تو دل من آروم نمی گیره

میدونی دلتنگ تو هستم نمود اهنگ تو هستم

ولی بیهوده جویم بسی بیهوده گویم

به من بگو بی وفا حالا یار که هستی

خزان عمرم رسید نو بهار که هستی

میخوام برم دور دورا دلم طاقت نداره

دست غم تو داره روزامو میشماره

تقاص


از روزی که تو رفتی من چشم رو هم نذاشتم

از وقتی که تو نیستی یه روز خوش نداشتم

تو تنهایی با خودم حرف میزنم هی میگم

خدا گناه من چی بود تقاص چی رو میدم

دیوونش بودم منو دوسم نداشتش

دیوونش بودم منو تنها گذاشتش

دیدی تنها موندم تو بی کسی هام

دیدی من موندم و غم و دلواپسی هاش

دلم میخواد گریه کنم دلم میخواد بمیرم

نمیدونم حق دل از کی پس بگیرم