حق نداری

وقتي از دوست داشتن كسی مطمئن نيستي حق نداری
دستاشو بگيري كه به دستات عادتش بدی ...
وقتي كسي رو سهم خودت نميدوني حق نداری
پيچ و تاب بدنش رو زير و رو كنی ...
وقتي موندنی نيستي حق نداری
از آينده های خوش باهاش حرف بزنی و براش رويا بسازی...
وقتی دلت به بودنش شك داره حق نداری
بهش بگی عشقم...
وقتي هميشه دنبال يه حرفی ، بحثی ، سندی
بهانه ای كه تركش كنی
حق نداری ادعای دوست داشتن كنی...
وقتي به اعتماد كسي تكيه گاه شدی ... حق نداری
زمينش بزنی ...
اگه همه اين كارو كردي فارغ از جنسييتت مـــــردی...
عشق، دوست داشتن...
گرفتن دستی كه نه گير ديروز باشه نه توی غصه فردا...
تمام تلاشش بخشيدن
خوشي های امروز به تو باشه و ساختن بهتر فردا...


چی بگم از این همه ........

پارسال زیر باران، با او راه می رفتم ...

امّا...

امسال، راه رفتنش را با دیگری، زیر باران اشکهایم دیدم...

شاید باران پارسال، اشکهای شخصی دیگر بود!!!

رویاهایم را در کنار کسانی گذراندم که بودند ولی نبودند

همراه کسانی بودم که همراهم نبودن

وسیله کسانی بودم که هرگز آنها را وسیله قرار ندادم

دلم را کسانی شکستند که هرگز قصد شکستن دل آنها را نداشتم

و تو چه دانی که عشق چیست

عشق

سکــوتی است در برابر همه اینها !!!

شکستن

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست
عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست
ناگهان دریا ! تو را دیدم حواسم پرت شد 
کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست 
در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید
هی صدا در کوه ، هی "من عاشقت هستم" شکست 
بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند
دل به هر آیینه ، هر آیینه ایی بستم شکست 
عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد
قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست
 وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد 
پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست …

شب ( به سفارش عزیزم )

هرشب دله من کارش اینه جلو عکسات میشینه
 میدونم راهی نیست غیر از تنهایی
 دنیام شده تاریک و تیره داره قلبم میمیره
 اخه امشب باز حس کردم اینجایی
 گریه هرشب من شده عادت تنهایی
عشق تو تو دله من شده باعثه رسوایی
قلب دیونه من هنوزم دوستت داره
همدمه گریه من شب و این در و دیواره
 وای از تنهایی
شاید
دیگه از یادت رفتم دارم از پا میفتم
ولی باز قلب من اروم نمیشه
تنها غم تو باز دوباره تو دلم پا میزاره
تو که رفتی اون میمونه همیشه
هرکی میبینه منو میگه از دنیا سیره
تقصیر چشم تو بود دله من بی تقصیره
خسته خسته منم دیگه طاقت ندارم
کاش بدونی عزیزم هنوزم دوستدارم
تو واسه من دنیایی

شب رویاها

وقتـی تــوی سـیاهــی شــبـ
تـن تـــو تـویـ خواب نـــازهـ
یـه کسـی یـهـ جـای دنـیا بـا تـــو رویـاشـو مـی سـازهـ
وقــتی دلـتـنـگ تـــو مـی شـهـ تـا سـپـیـدهـ بـی قـرارهـ
نـمـیـ تـونـهـ حتــی بــی تـــو چـشـمـاشـو رو هــمـ بـزارهـ
بـی تــو دنــیا رو نـمـی خـواد

فقط تو

می دونــی باور من از ایـــن زنـــدگی
فقط وجـــــود مهربــــون تـــو!!!!؟
ایـــن وجود تـــو که یــه آرمـــان شــده واســه همه ی خواســـته هام!!!!؟
ایـــن صداتــه که آهـــنگ داده به زنـــــدگی پر از ســـر و صدای مـــن....
کــه تا قبل از اومـــدن تــــو حتی مــن صــــدای خودم رو هـــم نمی شــنیدم

خدا

شبا وقتی که بیداری , خداهم با تو بیداره
تا وقتی که نخوابی تو , ازت چش ور نمیداره
ازاون بالا میاد پایین
خدا می‌گیره دستت روخدا میدونه تو قلبت , چه اندازه تو غم داری
خدا میدونه تو دنیا , چه چیزی رو تو کم داری
خدا نزدیک قلب توسـت , با یک آغوش وا کرده
نذار پلکا  تو روی هم , اگه قلبت پره درده
خدا رو میشه حسش کرد , توی هرحالی که باشی
فقـط  باید تو با یادش , توی هر لحظه همراه شی

حال منه بی تو

این حال منه بی تو است
بغض غزلی بی رحم
افتاده ترین خورشید زیر صم اسب شب
این حال منه بی تو است
دلداده تر از فرهاد شوریده تر از مجنون
حسرت به دلی در باد
پیدا شو که میترسم از بستر بی قصه
پیدا شو نفس مرده میترسه ازت غصه
بی وقفه ترین عاشق موندم که تو پیدا شی
بی تو همه چی تلخه باید که تو هم باشی


دلتنگ

در اين دنيا که یارم را نفهمیدم کجا بوده است
میان کج روی هایی.. که یک عمر است، دوده است
به دنیای تو میخندم که دنیایم پر از خنده است
 به دنیای قشنگی که به دنیای تو آلوده است
تمام شب ز دلدارم امید چشمکی دارم
ولی دلدار من امشب به خوابی ناز و آسوده است..
دلم هر لحظه پندارش به دیدار تو مینازد
دلم مینازد از شوقی به پنداری که بیهوده است
خدایا بی کسی ها را به قیمت میدهی آیا؟

چرا پس ساز تنهاییم به چشم عالمی لوده است...


بعضی وقتا ...




بعضی وقتا تو بعضی مواقع ادم باید خودش خالی کنه باید بغضی که داره رها کنه
بعضی چیزا از یعضی چیزا شاکی میشه از خودش،خانواده،زمونه و حتی خدا
بعضی وقتا احساس می کنه زیادی اگه نباشه دیگران راحت زندگی می کنند
بعضی وقتا فک می کنه به آخرش رسیده اگه نباشه به آرامش می رسه
بعضی وقتا درد دلشو به هر کسی می گه چون زیادی سنگین
بعضی وقتا حتی یه کاغذ سفید هم داغونش می کنه
بعضی وقتا دوست داره به خدا نزدیک بشه ولی نمیتونه حرکتی بکنه
بعضی وقتا کفر می گه،ناله می کنه،گله می کنه
بعضی وقتا چیزی می خواد ولی نمی تونه به دستش بیاره
بعضی وقتا برای اینکه حسرت نخوره از همه چیز فرار می کنه
بعضی وقتا به گذشته فکر می کنه ولی به خاطر آینده خودش تلاش می کنه
اینا حرفای من نیست بعضی وقتا زیادی آدما این حرفارو میزنن
ولی ......
بعضی وقتا آدم باید خوشحال باشه
و خدا رو شکر کنه
خدایا شکرت بابت همه چیز