دلتنگ
در اين دنيا که یارم را نفهمیدم کجا بوده است
میان کج روی هایی.. که یک عمر است، دوده است
به دنیای تو میخندم که دنیایم پر از خنده است
به دنیای قشنگی که به دنیای تو آلوده است
تمام شب ز دلدارم امید چشمکی دارم
ولی دلدار من امشب به خوابی ناز و آسوده است..
دلم هر لحظه پندارش به دیدار تو مینازد
دلم مینازد از شوقی به پنداری که بیهوده است
خدایا بی کسی ها را به قیمت میدهی آیا؟
چرا پس ساز تنهاییم به چشم عالمی لوده است...
+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 15:46 توسط بهزاد

حتی دیگر گاه به گاه گریه هم نمیکنم،