هی رفیق!

بغض هایم را مسخره نکن!

به سه نقطه های آخر حرف هایم نخند!

تمام زندگیم نقطه چین است!

اینها تمام نوشته های تاریکی ذهن و دنیای من است...

اینجا کلبه ی وحشت من است!

چرخ و فلک خاطره هاست...

سکوت چشمه ها و سرسره ی بغض هاست ...

در دنیای تاریک و سیاه من خبری از گل و درخت نیست!

روشنی نیست...سیاهی مطلق است..!

دوست خوب من! 
سکوت کن و رد شو!

چشمهایت را ببند تا تن لش زندگی مرده ام را نبینی!

گوشهایت را بگیر تا صدای ناله ها و زجه زدن هایم را نشنوی!

در دنیای من؛بی کسی دلتنگی و حسرت بیداد میکند..!

اینجا من هستم و من و من!

اینجا بجز من و بغضهایم چیز دیگری نیست!

هیچی نگو... 
نخند... اشک نریز... ترحم نکن...
فقط رد شو...!