میخوام همه چیزت باشم
دوسـت دارم بارها مـزه ی لـبانت را بچـشم !
طـعم تلخی دارد !اما هـمین که با شـیرینی لبانم حـل میشود دلنشین است . . .
چـشمانت را دوست دارمچـشمانی که به رنـگ عـمق شـب است
و این شـب چـقدر مـرا آرام میکند !صـدای مـردانه ات دلم را میلرزاند
گوش هایم همیشه به انتظار شنیدن حرف هایت می نشیند . . .
دسـتان بزرگ و قوی اتمـرا یاد یک واژه می اندازد
و آن هم ” امـنیت ” است . . .آغـوشت همچون دریـایی پـر تلاطم است
و مـنچـقدر غـرق شدن در این دریـا را دوست دارم . . . !
تـ ـو فـقط مـرد من بـمانو مـن
هـم قـول میدهم تا ابـدبـانوی تـمام لحظاتت باشم . . .
+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ ساعت 15:18 توسط بهزاد
حتی دیگر گاه به گاه گریه هم نمیکنم،