به اخرش رسیدم
تنهام گذاشت رفت با اون همه خاطره
خدا منو ببر دلم حاظره
هرچی بهش گفتم بمونه نموند
نامه نوشتم که به خونه نخون
خدا دیگه بریدم به آخرش رسیدم
به خاطر اون چیا کشیدم
از زندگی سیرم کرد
تو جوونی پیرم کرد
حتی یه بارم با اون خوشی ندیدم
خدا منو ببر دلم حاظره
هرچی بهش گفتم بمونه نموند
نامه نوشتم که به خونه نخون
خدا دیگه بریدم به آخرش رسیدم
به خاطر اون چیا کشیدم
از زندگی سیرم کرد
تو جوونی پیرم کرد
حتی یه بارم با اون خوشی ندیدم
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 18:6 توسط بهزاد
|
حتی دیگر گاه به گاه گریه هم نمیکنم،