عشق من و تو بود مثل سنگ و شیشه

همش میگفتی این عشقا عشق نمیشه

من میدونستم یه روز تو اوج غربت

تیشه عشقو تو میزنی به ریشه

تو منو کشتی احساسمو درک نکردی

دلمو سوزوندی رقیبمو ترک نکردی

قلب من اینجاست هی داره به پات میفته

ولی تو نفهمیدی  غم هاشو به تو میبره

دلمو سوزوندی دلمو سوزوندی

کشتی غرورم تو چرا نموندی

حرفای دل غمگینمو با تو باید میگفتم

زخم زبونارو نباید از تو میشنفتم

همش میگفتم که دلم بد جور هواتو کرده

ولی تو میگفتی که یه روزی از چشات میفتم

فکرشو هم نکرده بودم که یه روز میشکنم

به جای دستام توی دستات خودمو میزنم

غصه هامو به کی بگم خدا دلم گرفته

خدا ببین تو آتیشش چطوری جون میکنم