ازم بریدی
سخته چقدر تنها بشی
کسی به دادت نرسه
عکسشو آغوش بگیری
اشک تو چشات حلقه بشه
کاشکی میشد یه بار دیگه
تو بغلت گریه کنم
پاتو بلند کن نفسم
چشامو فرش پات کنم
ازم بریدی
مگه ازم چی دیدی
بغض صدامو چرا تو نشنیدی
دارم میخونم با یه دل شکسته
ببین دل من هنوز به پات نشسته
ازم بریدی
من که برات میمیردم
آخه کدوم گناهو کردم که پاشو خوردم
چشمامو هر شب به یاد کی ببندم
برام چی مونده به دل خوشیش بخندم
برام نمونده اشکی برات بریزم
نمونده عمری که من به پات بریزم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱ ساعت 11:39 توسط بهزاد
|
حتی دیگر گاه به گاه گریه هم نمیکنم،