میخوام داستان یه دختری بگم که یه برادر داره به جرم قتل غیر عمد زندانه و قراره اعدام بشه
این دختر به هر کسی رو میندازه و میتونه مقداری از پول دیه تهیه کنه ولی متاسفانه
نمیتونه بقیه پول تهیه کنه اون دختر مجبور میشه خودشو بفروشه تا.... تا پول دیه
برادرشو تهیه کنه میخوام بگم که تف به این زمونه یه ادم خیر پیدا نشد تا به اون
کمک کنه ون ادم اسمشو گذاشته انسان،انسان کلمه قشنگی ولی تو این دنیا وجود نداره
کسی از انسانیت حالیش نیست
+ نوشته شده در شنبه یکم مهر ۱۳۹۱ ساعت 16:30 توسط بهزاد
|
حتی دیگر گاه به گاه گریه هم نمیکنم،